
كد لينك به ما :
لينك های روزانه
موضوعات
سفر نامه مشهد مقدس سفر نامه حج تمتع 85 مرحوم پدرم عکسهای زیبا بلده اجتماعی مذهبی شهید حسین دانلود صحنه های واقعی سفر سوریه ولبنان روستا ها و اماکن دیدنی آمل سیاسی سفر نامه حج عمره مفرده 88
جستجو در وبلاک
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين : نفر
پوشیدن لباس احرام ( تمتع 85) ( سفر نامه حج تمتع 85 )
با توجه به اینکه از زمان حضورم در مراسم حج تمتع سال 85 تاکنون سه سال گذشته ولی تاکنون فرصت نیافته تا کلیه خاطرات مرتبط به سفر را بنویسم با اینحال امیدوارم در فرصتهای مناسب نسبت به نوشتن خاطرات تا پایان آن اقدام نمایم ضمنا" با توجه به سعادت اینجانب در جهت زیارت مجدد مدینه منوره و خانه خدا در سفر عمره در سال 88 سعی نموده خاطرات سفر تمتع را بطور جامع و سفر عمره بصورت گذرا ذکر نمایم و از دوباره نویسی مطالب خودداری شود .
روز یکشبه مورخ3/10/85 بود شب قبل اعلام شده بود که کلیه اعضای کاروان ساعت 2 بعدازظهر بعد از نهار چهت عزیمت به مسجد شجره و بعد از آن به مکه معظمه آماده شوند لذا صبح یکشنبه اعضای کاروان بصورت دسته جمعی جهت ادای نماز صبح به حرم نبوی رفته و پس از نماز و زیارت قبر مطهر پیامبراکرم (ص) در نزدیکی درب بقیع اجتماع نموده و حاج آقا حیدری روحانی کاروان علاوه بر خواندن زیارت اهل قبور دعای مخصوص وداع را خواندند پس از ان من باتفاق هم اتاقی های عزیز برای آخرین بار به قبرستان بقیع رفتیم قبرستان طبق معمول مملو بود از مسلمانان و همچنین حضور وهابیون افراطی که کمافی السابق در جهت تبلیغ عقاید خویش بودند آنچه مهم بود عدم تو.جه مسلمانان به صحبتهای انها بود چون آخرین بار و فرصت ما در شهر مدینه بود زمان زیادی را در قبرستان بودیم بعد از رجعت به هتل و صرف صبحانه از سوی مدیر کاروان اعلام شده بود که اعضای کاروان قبل از نهار غسل نموده و لباس احرام را بپوشند قبل از ان روحانی کاروان به کلیه اتاقها از جمله به اتاق ما آمده بود و در رابطه با مسائل شرعی و احکام حج و خصوصا قرائت نماز سوال نمود ه بود دیگر زمان انجام اعمال حج فرراسید بود اصولا" یک زائر باید در مسجد شجره محرم شود ولی بدلیل ازدحام جمعیت در مسجد شجره زائران ایرانی در هتل محل اقامت خویش غسل نموده و احرام را پوشیده و پس ازاینکه وارد مسجد شده اند نیت را گفته و محرم شده وبعد تلعبیه را می گویند کلیه اعمال و مناسک حج مهم و قابل تامل است ولی پوشیدن لباس احرام ویژگی خاصی دارد هخمانطوریکه مستحضرید انسان بوسیله دیگران 2 بار با لباس سفید پوشانده می شود یک بار در زمان تولد و بار دیگر در زمان مرگ که توسط دیگران غسل داده شده و کفن پوش می شود اما درحج از ابتدای اعمال حج انسان توسط خودش باید غسل داده شود و پس از آن باید توسط خودش لباس احرام که سفید است پوشانده شود به نظرم 2 نکته مهم در محرم شدن حاجی وجود دارد یک اینکه در موقع غسل نمودن باید بدن و روح خویش را از پلیدهای باطنی و شیطانی پاک و طاهر نماید و همچنین لباس کثیف دنیوی را از تن خویش خارج نمود ه و مطهر شود و نکته دیگر اینکه انسان مردن خویش را به دست خویش تجربه کند یعنی انسان به دست خویش خویشتن را غسل داده و بدست خویش خود را تکفین نماید و این می تواند مهمترین تلنگر و یاد آوری انسان برای دنیای آخرت و شروع اعمال حج باشد شاید بدین خاطر بوده که هیجانان خاصی در چهره زائرین در موقع پوشیدن لباس احرام بوجود آمده بود و لحظات بسیار دلنشینی ایجاد شده بود و من ریختن قطرات اشک حاج حیدریان در موقع بستن گره لباس احرام و یا بغض شدید حاج رحمانزاده و امیرکلایی و حاج مسعودی در موقع پوشیدن لباس احرام را از صحنه های به یاد ماندنی دانسته که هیچ وقت از خاطرم محو نخواهد شد .
بعد ازاینکه اعضای کاروان اعم از زن و مرد لباس احرام پوشیدند ساعت 14.30 به سمت مسجد شجره حرکت نمودیم دیگر وقت خداحافظی با شهر مدینه منوره بود زائرین از شیشه اتوبوس نظارگر شهر مدینه بودند از نگاههای آنان عمق تاثر و غم را از بابت جدایی با شهر پیامبر (ص) و علی (ع) و فاطمه(س) را می توان دید براستی زمان خیلی زود سپری شد و ما هم بناچار می بایست از شهر مدینه منوره شهر عشق و عاشقی جداشده و رهسپار مکه معظمه می شدیم و در دل آرزو میکردیم عمر کفاف داده و باز لایق زائر پیامبراکرم و ائمه مطهر در مدینه باشیم اتوبوس به سمت مسجدشجره در حرکت بود وقتی به زائرین نگاه می کردم قطرات اشک را از سیمایشان از بابت جدایی با مدینه منوره مشاهده می نمودم .

نوشته شده توسط حسن مجیدی در یکشنبه سوم آبان 1388
نمبر پوست: 79
هفته دفاع مقدس ( سیاسی )
هفته دفاع مقدس هشت سال جنگ تحمیلی را سپری می کنیم هفته ایکه یاد آور حمله ناجوانمردانه رژیم بعث عراق به سرکردگی صدام در 31 شهریور 1359به کشور عزیزمان ایران اسلامی می باشد تجاوزی که با حمایت بیش از 40 کشور که در راس آن آمریکا مستکبر بوده و با حمایتهای مادی و نظامی فراوان صورت گرفته که حتی صدام قول تصرف تهران را به فاصله 3 روز پس از جنگ را داده بود اما صدام و هم پیمانا نش فراموش کرد ه بودند که ایران سرزمین شیران و دلاوران بوده که در جهت حفظ کیان و ناموس و مملکت خویش اجازه تصرف کشوررا با توجه به تقویت روحیه معنویت و مذهبی که توسط رهبر و مقتدای آنان حضرت امام ایجادشده بود به دشمن نمی دهند لذا با توجه به اینکه صدام از هر نظر تجهیز شده بود در طول هشت سال قادر به تصرف یک وجب خاک مملکت مان نگردید و این امر حادث نگردید مگر با ایثار گری و رشادتهای فراوان فرزندان این مرز و بوم که بدون هیچگونه ادعایی در این عرصه قدم گذاشته و با حضور در خشان خویش و در سایه رهبری امام رحمت الله قسمتی از تاریخ این مملکت را با جانفشانی و جانبازیهای خویش منور و مزین نموده اند قدر مسلم اگر در حال حاضر همه ما در آرامش و امنیت زندگی خویش را سپری می کنیم مدیون عزیزان دوران دفاع مقدس هستیم مع الوصف حداقل وظیفه ما در قبال شهیدان – جانبازان – آزادگان و رزمندگان جنگ این است که همیشه قدردان زحمات آنان بوده و حرمت آنان را به شکل مطلوب نگه داشته باشیم یادمان باشد وقتی صدام قبل از اینکه به کشور ما حمله کند استان خوزستان را که بدلیل اینکه عرب زبان بودند از خودشان دانسته ولی پس از حمله و تصرف آن هیچگونه ترحمی نکرده و جنایتها صورت داده که منجلمه زنده بگور کردن دختران بوده است و این نکته بارزی است که برای دشمن قومیت و یا جناحها مهم نبوده و در صورت حمله همه را به چشم دشمن نگاه میکند
امید است در جهت حفظ حرمت هشت سال دفاع مقدس که همان تداوم راه شهداء است همه ما کوشا بوده و از مسائلی که ما را از اهداف شهدا ء دور می کند اعراض نمائیم .
یاد شهیدان انقلاب و جنگ تحمیلی همیشه گرامی باد

شهادت حضرت علی (ع) ( مذهبی )
ضمن تسلیت به مناسبت فراسیدن شهادت مولای متقیان و امید اینکه پیرو واقعی آن حضرت باشیم باستحضار میرسا نم همانطوریکه می دانیم در جنگ صفین زمانیکه حضرت علی (ع) در شرف پیروزی بوده اندو معاویه ناامید از ادامه جنگ و ترس از شکست به توطئه عمروبن عاص قرآن ها را بر سر نیزه گذاشته و دعوی حکمیت قرآن را نموده است بسیاری از یاران امام چون اشعث بن قیس کندی – سفیان بن شور – خالد بن معمر و عثمان بن حنیف در حالی که مرتب امام هشدار می داد این نیرنگ و فریب عمرو است قبول نکرده و در دام این توطئه افتادند و امام را مجبور به پذیرش آن کردند بنابراین پیمان نامه حکمیت نوشته شد و قرار شد تا دو داور یکی از طرف امام و دیگری از طرف معاویه باهم بنشینند و برابر حکم خدا در قرآن و سنت حکم کنند سپس زمانی که اشعث نامه حکمیت را در میان سپاهیان پخش میکرد نخستین زمزمه مخالفت با آن بلند شد که آیا در کاری از آن خداست مردان را داوری قرار می دهید و حکم را به آنان می سپارید لذا یک شکاف دیگر و خطرناکتر در سپاه امام به وجود آمد و طرفداران فراوانی یافت که بعدا به خوارج معروف شدند که بیشترین آنها از یاران نزدیک امام بودند و خیلی از آنان به علت کثرت روزه و نمازسرهای پینه بسته داشتند و به سبب قرآن خوانی فراوان به قراء مشهور بودند. امام پس از این ماجرا راهی کوفه شد تا حکمین یعنی ابوموسی اشعری و عمروبن عاص کار خویش را انجام دهند اما خوارج همانیکه امام را وادار به حکمیت نموده اند از بازگشت به کوفه خودداری کردند و در نزدیکی کوفه اردوگاه بر پا کردندو بتدریج این فکر در ایشان قوت پیدا کرد که تحکیم و حکمیت گناهی بزرگ و نابخشودنی است و جزء با توبه از این گناه کبیره نمی توان از آن خلاصی یافت لذا خودشان توبه کرده و از امام خواستند تا به سبب این گناه کبیره که در نظرشان منجر به کفر شده بود دست به توبه بزند امام به شدت از پذیرش کفر امتناع کرد و بارها به وسیله ابن عباس و نیز توسط خودش با آنها مناظره نمود و با ارائه ادله و دلیل و برهان خواستار برگشت آنها شد ولی آنها لجاجت نموده و در منطقه نهروان آماده جنگ شدند و هما نطوریکه در خطبه 59 به یارانش فرمود: به خدا سوگند که ده کس آنها نرهد و از شما ده تن کشته نشود همگی آنها کشته شدند وقتی به امام بعد از جنگ گفتند که همگی آنها کشته شدند امام خبر از تداوم فکر انحرافی آنها دادند و فرمودند ( به خدا که نطفه هایشان در پشت های پدران و رحم های مادرشان وجود خواهد داشت هر گاه مهتری از آنان سر برآرد از پایش در اندازند و مال مردم بربایند و دست به دزدی یازند خطبه 60) مع الوصف آنچه مهم بوده و باید به شکل حساس به مسائل و وقایع خوارج و شهادت امیر مومنان توسط بازمانده آنان نظری بیفکنیم همان بیان امام در حکمت شماره 323 و 324 نهج البلاغه است که چون امام به کشتگان ایشان گذر می کرد به سبب اصلی گمراهی ایشان اشاره نمود که( بدا به حال شما آنکه شما را فریفت و زیانتان رسانید به امام گفتند ایشان را که فریفت؟ فرمود: شیطان گمراه گر آنان را فریفته آرزوها ساخت و راه را برای نافرمانی شان پرداخت و به پیروز کردنشان وعده کرد و به آتششان درآورد و فرمود که از نافرمانی خدا در نهان بپرهیزید که شاهد همان حاکم است) اما اگر دقیق به مسائل تاریخ اسلام از زمان پیامبر اکرم (ص) و تا حال علی الخصوص در زمان ائمه بزرگوار نگاه کنیم و تارخ را ورق بزنیم خواهیم دید به علت عدم اطاعت از ولایت و رهبری چه ضربات سنگینی به جامعه مسلمانان و اسلام بوجود آمده است که می توانیم جنگ احد – خروج یاران امام علی (ع) – تنها گذاشتن یاران امام حسن (ع) در جنگ -- عدم ولایت پذیری مردم کوفه با امام حسین (ع) و ................ بعنوان نمونه یاد کنیم مسلما این طریق برای جامعه مسلمانان حال حاضر وجود داشته و اگر بطور موشکافانه به وقایع مسلمانان جهان و خودمان در شرایط فعلی نگاه کنیم مشکلات و چند دستگی مسلملنان را به وضوح خواهیم دید بنابراین لازم و ضروریست جامعه اسلامی دارای یک فقیه و رهبر عادل بوده و کلیه مسلمانان برای سعادت دنیوی و آخروی در هر حال پیرو آن باشند چراکه واضح است که مسلمانان عوام قدرت تشخیص حق و باطل را در شرایط سخت را نداشته و به سمت گمراهی و ضلالت رفته و در صورتیکه فکر می کنند به راه صواب و درست می روند براستی شیطان که دارای قدرت فراوان در جهت گمراه نمودن انسانها است و مسلمانان صدر اسلام را گمراه نموده است آیا قادر به گمراه نمودن مسلمانان حال حاضر نمی باشد لذا همه ما در معرض دام شیطان می باشیم و در رابطه با وسوسه های شیطان مطمنا" هیچکس مبرا نیست النهایه باید از وقایع گذشته در صدر اسلام درس و پند گرفته و و با هوشیاری وعدم پیروی از شیطان و هواهای نفسانی از جاده حق و حقیقت خارج نشویم .
انشاء الله
هزینه کردن دین ( سیاسی )
امروز پنجشنبه مورخ 15/5/88 بعد از نهار و کمی استراحت مشغول خواندن روزنامه همشهری بودم که به مطلب بسیار جالب از خاطرات سردار قالیباف در ستون یادداشت برخورد نموده ام که به نظرم یکی از اساسی ترین مشکل نظام مقدس جمهوری اسلامی را بیان نموده است واقعا" ساده اندیشی است که ما به این نکته باور نداشته باشیم که استفاده ابزاری از دین برای رسیدن به امیال دنیوی در میان مسئولان و حتی مردم عادی وجود نداشته باشد و با توجه به رفتارهای فراوان که اصلا" مطابق دستورهای دینی نبوده و به شکل مصلحتی و در جهت حفظ و پایداری جامعه دینی به انحای مختلف صورت می گیرد متاسفانه شاهد دین گریزی در جامعه می باشیم آنچه از شواهد و قرائن پیدا است استفاده و هزینه کردن دین در راستای استفاده بیشتر و بهتر از دنیا امری رایج و معمول شده است و بطور فراگیر مسئولین و جامعه در بر گرفته است در صورتیکه انسان و خصوصا" فرد مسئول در حکومت اسلامی وجود خویش را باید در راه دین هزینه کند ولذا باید دراین ارتباط کار ریشه ای و اساسی صورت گرفته و این جور طرز فکر از سطوح نظام و آحاد جامعه برکنده شود . من دقیقا" یادم هست در سال 1361 در منطقه رقابیه اهواز بودیم غروب یکی از روزها ناگهان صدایی برخاست که در فلان سنگر امام زمان (عج) حضور یافته و با فلان کس ملاقات نمود ما همه خیلی سریع به محل مورد نظر رسیدیم خیلی از بچه ها تحت تاثیر بیش از حد قرار گرفته و هر کدام در گوشه ای ناله های جانسوز سر می دادند من در ان زمان یک کمی شک کردم ولی جرات سوال را پیدا نکردم من درآنزمان 18 ساله بودم و خیلی از بچه ها کوچکتر از من و 16 ساله بوده اند بعد از چندی ماموریت ما تمام شده بود یک روز در سال 62 در محمود آباد بودم که فرمانده عزیز گروهان ما آقای تسخیری که فرد بسیار خوبی و از رامسر بود و فکرکنم شهید شده باشد (روحش شاد) وما به هم خیلی علاقمند بودیم (چون من و برادرم بیسم چی بوده و در سنگر فرمانده بودیم ) به دیدار من امد و گفته بود که آن قضیه را بعدا" فهمیدم براساس یک کار برنامه ریزی شده واقع شد و من هم به اوگفتم من دلم شک زده بود ولی نمی توانستم بیان کنم شاید در ان وقت مسئولین تبلیغات گروهان برای افزایش روحیه رزمندگان لازم دانستند که چنین حرکت مصلحتی انجام بدهند که معتقدم چنین حرکتی ظلم بزرگ در حق ائمه معصوم بوده چرا که انان هیچ وقت برای حفظ دین دست به چنین حرکتی نمی زدند. النهایه نظر شما را به یادداشت جناب قالیباف مندرج در روزنامه همشهری مورخ 15/5/88 جلب می نمایم .
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مطلبي كه شايد بارها در سخنرانيها و افتتاحيههاي مختلف بهنحوي به آن اشاره كردهام. اعتقاد دارم اگر امروز بخواهيم از آرمانهاي امام و شهدا دفاع كنيم؛ بايد اين كارآمدي را به همگان اثبات كنيم.
يكي از مشكلاتي كه در راه اثبات كارآمدي دين در اداره جامعه با آن مواجه هستيم، هزينه كردن دين براي پوشاندن نقصها و كمكاريهايمان است، كه مصداق آن را در جاهاي مختلف ميتوانيم ببينيم.
در ايام جنگ يك روز به يكي از رزمندگان دستور دادم قبل از عمليات، مسيري را شناسايي كند تا از آن معبر عمليات كنيم. فرداي آن روز وقتي به سنگر رفتم ديدم همه بچههاي لشكر جمع هستند؛ رزمندهاي كه قرار بود كار شناسايي را انجام دهد براي بچههاي لشكر صحبت ميكرد.
بدون اينكه كسي متوجه حضورم شود به حرفهاي او گوش دادم. داشت به بچهها ميگفت: «من ديشب خواب آقا امام زمان(عج) را ديدم، ايشان به من گفتند كه فردا نبايد از آن مسير عمليات كنيد و مسير ديگري را براي عمليات به من نشان دادند و...» كاسه صبرم لبريز شد.
رفتم جلو و پسگردني محكمي به او زدم. كلي دعوايش كردم كه «اين حرفها چيست ميزني؟» بعد با همان عصبانيت گفتم: «برو به همان محوري كه امام زمان در خواب به تو گفته و آن محور را شناسايي كن. ما كه توي خواب تو نبوديم كه ببينيم امام زمان چه محوري را براي شناسايي و عمليات معرفي كرده!»
چند ساعت بعد از اين حرفها و درگيري لفظي، اين رزمنده آمد پيشم و گفت: «حاج باقر معذرت ميخواهم؛ ببخشيد. اون حرفهايي كه داشتم به بچههاي لشكر در مورد خوابم ميگفتم همهاش دروغ بود. حلالم كنيد.»
از او پرسيدم: «چرا اين حرفها را زدي؟» جواب داد: «حاج آقا راستش را بخواهيد ترسيده بودم براي شناسايي بروم. براي اينكه شما من را از شناسايي آن محور معاف كنيد مجبور شدم اين حرفها را بزنم؛ ببخشيد.آخر خيلي ترسيده بودم.»
بعد از شنيدن حرفهايش از او خواهش كردم به مشهد برگردد و ديگر به لشكر ما نيايد. هميشه ديدهام آدمهايي را كه براي نقصها و كمكاريهايي كه در كارهايشان دارند از دين هزينه ميكنند.
براي اينكه خود را حفظ كنند دين را سپر خود قرار ميدهند. و چه ضربههايي از اين راه به دين وارد شده و چه انحرافهايي كه در دين آمده است. امروز نيز صحنه جنگ است.
اگر روزي با سلاح از دينمان دفاع كرديم، امروز بايد با عملكردمان به دفاع از دين بپردازيم. كارنامه خود را ببينيم، آيا باعث تعالي دين و باورهاي ديني شدهايم؟ يا سبب دينگريزي و تخريب باورهاي ديني شدهايم؟
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=92688
مسجد نبوی ( سفر عمره ) ( سفر نامه حج عمره مفرده 88 )
پس از رسیدن به شهر مدینه منوره با توجه به نزدیکی محل هتل با مسجد نبوی سعی نموده تا بیشتر مواقع در مسجد حضور داشته و استفاده بهتری داشته باشیم و چون قبلا" در سال 85 سعادت حضور در این مکان مقدس را داشتیم مسلما" این باربا دید و نگرش بهتری حضور داشتیم و از اینکه فرصت و توفیق مجدد نصیب ما شده بود خدا را شاکر بودیم قدر مسلم حلاوت و شیرینی حضور در مسجد نبوی و زیارت قبر مطهر پیامبر اکرم (ص) را کسانیکه در آن مکان مقدس حضور یافتند بخوبی حس و لمس کرده اند ولی آنچه ملموس و محسوس بوده با توجه به حضور خیل عظیم مسلمانان جهان در مسجد نبوی رفتار غریبانه آنان با همدیگر می باشد و آنچه مهم بوده بر خلاف نظر صریح اسلام و آموزه های پیامبراکرم (ص) که خواهان اتحاد مسلمین بوده اند متاسفانه فرد گرایی در جامعه مسلمانان( که اهم آن در مراسمهای حج قابل مشاهده است) رواج یافته و کمتر روح اتحاد و همدلی و ارتباط فیزیکی و قلبی سایر مسلمانان کشورها با همدیگر مشاهده می شود شاید مهمترین دلیل آن اختلاف نظر های متفاوت در مذاهب اسلامی می باشد به نظر این حقیر این مورد از مهمترین مشکل جدی جامعه مسملمانان جهان بوده و با نظری گذرا به کشورهای مسلمان و وجود درگیری ها و قتلهای مرتبط با آن می توان به عمق فاجعه در این ارتباط پی برد .... النهایه در چند روزی که در مدینه منوره بودیم با توجه به نزدیکی هتل با مسجد زمانهای زیادی را در مسجد نبوی سپری نموده ایم از بهترین زمانها بعد از نماز صبح بوده که اکثر مسلمانان به سمت قبرستان بقیع عازم میشوند از موارد زیبا که در اکثر صبحها مشاهده می نمودم حضور گروهی مسلمانان ترکیه بعد از نماز صبح درست در روبروی قبر مطهر پیامبراکرم (ص) که مشغول خواندن قرآن کریمو دعا بوده اند و از طرفی دیگر حضور مسلمانان ایرانی در نزدیکی درب قبرستان بقیع بشکل گروهی و کاروانی که مشغول خواندن زیارتنامه اهل قبور بقیع علی الخصوص برای چهار امام برزگوار بوده اند بوده که جلوه خاص و ویژه ای داشته است .
حضور مسلمانان ایرانی بعد از نماز صبح در کتار درب قبرستان بقیع

حضور مسلمانان ترکیه بعد از نماز صبح روبروی قبر مطهر پیامبر اکرم (ص)

درد دل با حسین ( شهید حسین )
حسین جان سلام راستی از چند وقت پیش دقیقا" از روز 29/3/88 که سالروز شهادت تو در سال 1363بود خواستم مطلبی بنویسم اما این روزها چنان فضا دلگیر شده بود نمی دانستم از کجا بنویسم آن روز ی که توسط افراد از خدا بی خبر کومله به رگبار گلوله بسته و به درجه رفیع شهادت نائل شدی یادت هست اینقدر گلوله خوردی که بدنت سوراخ شده بود و برایت یک لباس دیگر پوشانندتا ما نفهمیم که چقدر گلوله خوردی وهمینطور هم شد و با همان لباس دفنت کردیم به یاد داری در زمان شما جوانان این مرز و بوم با تمام عشق علاقه فراوان در مقابل هجوم دشمنان ایستادگی کرده و بزرگترین آروزی خویش را شهادت در راه خدا می دانستند مسئولین رده بالا هم خویشتن را هم سطح افراد عادی جامعه دانسته و همه یکدل و همدل در جهت مبارزه با دشمنان خارجی و داخلی بوده و کلیه موانع را از سر راه بر می داشتند آن زمان عشق و معنویت موج میزد و فضا علیرغم کشته شدن جوانان و مسئولین کشور توسط دشمنان خارجی و داخلی عطر آگین و معطر بوده است مسئولین کشور به فرموده شهید مظلوم دکتر بهشتی شیفته خدمت بودند نه تشنگان قدرت . اما ار آن زمان تاکنون بیش از بیست سال می گذرد متاسفانه گذشت زمان خیلی چیز ها را عوض کرد تو و یارانت به درجه رفیع شهادت نائل شده و بنا بر وعده خداوند کریم زنده و نزد او روزی می خورید و من حتم دارم بر اوضاع ما ناظر هستید خوش به حال شما و تاسف به حال ما . راستی زمان چه زود سپری شد انگار دیروز بود تشییع جنازه ات کرده و مراسم دفن و ختمت را گرفته بودیم تا چشم برهم بزنیم وقت ما تمام شده به جمع مردگان خواهیم پیوست گرچه الان هم مرده محترک هستیم و آن وقت غبطه ما به موقعیت شما بیشتر خواهد شد .چه بگویم بعد از جنگ تازه فهمیدیم جهاد اکبر چیست عموما" در این مبارزه به انحای مختلف شکست خوردیم ما می بایست کار زینبی میکردیم ولی باید اعتراف کنم هم حسینی و هم در صورت لزوم یزیدی می شویم چنان امیال دینوی ما را در چنبره خویش قرارداده که قادر به رهایی آن نیستیم گرفتن پست و مقام در سطوح مختلف دیگر بحث شیفته بودن مطرح نیست بلکه بحث قدرت گرفتن جناحها مورد ملاک شده است در این راستا از هر وسیله ای برای رسیدن به هدف مورد استفاده قرار می گیرد متاسفانه خیلی از ارزشها کمرنگ شده است که اهم آن مادیت جای معنویت را گرفته دیگر آن رنگ و لعاب گذشته راندارد و ریاکاری و نفاق جایگزین ان شده است کسب ثروت کلان نامشروح ولی بشکل مشروح بسیار رواج پیدا کرده است شاید تعجب کنی که جنگ و دفاع از کشور عزیزمان به سخره گرفته شد و گفتند آنهائیکه در جبهه حضور داشتند ادمهای زرنگی نبوده و فکر اقتصادی نداشتند و اگر تفکر اقتصادی داشته بودند به جبهه نمی رفتند . حسین جان گرچه خودت و یارانت شاهد اینگونه تغییرات هستید و لی مسئولین و ما از شما غافل شدیم و یادمان رفته شما برای چه جان عزیزتان را در راه اسلام و مملکتان هدیه دادید الان آنچه مهم بوده جنگ برسر کسب قدرت و ثروت بوده که دیگر از حالت نهان کاری خارج شده و به شکل کاملا محسوسی رواج یافته است راستی کسانی هستند از زمان شما که آلوده نشده اند و نظاره گر اوضاع بوده و نگران و دلواپس می باشند . روحت شاد و یادتت به خیر
انتخابات رئیس جمهور ( سیاسی )
امروز روز مهم و خاصی برای ملت ایران است چراکه در این روز ملت بزرگ ایران نسبت به انتخاب یک نفر بعنوان رئیس جمهوراز میان چهار نفر کاندیدا و بر مبنای اصل 113 قانون اساسی اقدام می نمایندتا بعنوان دومین نفر از نظر دارا بودن قدرت نسبت به اداره امور کشور و در جهت رفع مشکلات فراوان از قبیل اقتصادی – اجتماعی – سیاسی – مسائل سیاست خارجی – داخلی و ..... اقدامات و تمهیدات لازم را معطوف نماید اما آنچه مهم و قابل تعمق است همانطوریکه می دانید قبل از انتخابات کسانیکه توانایی این وظیفه سنگین را در خودشان می بینند در وزارت کشور ثبت نام نموده و پس از بررسی صلاحیت آنها توسط شورای محترم نگهبان که قطعا مورد تایید مقام معظم رهبری است به عنوان کاندیدا هایی که توانایی اداره کشور را دارا باشند به مردم معرفی می شوند و پس از بررسی مراحل مختلف تبلیغات توسط کاندیدا ها به شکل حضوری و مستقیم با مردم و چه از طریق رسانه ملی نسبت به ارائه برنامه و نظرات ودیدگاه های خویش در جهت کسب آراء اقدام می نمایند که در گذشته این امر مسبوق به سابقه بوده است لذا هر کس بنابر تشخیص خویش یک نفر را اصلح دانسته و به آن فرد رای می داده است و دلیلی ندارد اگر یک کاندیدایی به نظر فردی بهترین فرد بوده همه باید نظرش را بپذیرند که این امر اصل دموکراسی را زیر سوال می برد در صورتیکه نظر هرکس برای او محترم و قابل ارزش است و همچنین هر کاندیدای که انتخاب شد در حقیقت رئیس جمهور همه مردم بوده و همه باید به او کمک کنند اما به نظر من آنچه در ایندوره بیشتر از دوره قبلی حائز اهمیت می باشد کل کاندیدا ها از قبل خود را اصلح دانسته ود در برنامه مناظره ها بجای بیان برنا مه های خویش که در زمانهایی فقط به شکل کلی گویی مطرح شده متاسفانه در جهت ارائه تهمت ها وافتراها نسبت به همدیگر و زیر سئوال بردن نظام در جهت اخذ آراء بیشتر برای کسب کرسی ریاست جمهوری اسلامی ایران بوده اند که بسیار جای تاسف و تفکر دارد لازم به یادآوری است در آموزه های دینی ما آمده است مخصوصا که در کتاب سیری در سیره نبوی شهید مطهری مطرح شده هیچ وقت ائمه ما در رده رسیدن به حق از وسیله باطل استفاده نمی کرده اند نه تنها ائمه بلکه خاندان و نوادگان بزرگوار آنان برای رسیدن به حق از تهمت ها و افتراها استفاده ننموده اند اینکه ما برای خدمت به کشور حیثیت سایر افراد و نیز اساس حکومت خویش را زیر سئوال برده عملی عبث و بیهوده ای بوده و قطعا هیچ نتیجه ای در بر نخواهد داشت من اشاره ام به یک کاندیدا خاص نبوده و کل کاندیدا را شامل می شود هر کدام به نوعی اساس و پایه نظام را زیر سئوال بوده ودر جهت کسب آرا بیشتر با عملکرد نامطلوب خویش چهره نظام مقدس ایران را که با ریختن خون هزاران شهید پایه گذاری شده هم در داخل و هم در خارج کشور مخدوش نموده اند و طوری برخورد نموده اند که طرفداران هر کدام از آنان براحتی اجازه تهمت و فحش را به رقیب خویش داده و از هرگونه الفاظ زشت خودداری ننموده متاسفانه کار را به درگیری فیزیکی در خیابان کشاندند. وقتی دقیق فکر کردم به فکر هواداران فوتبال پیروزی و استقلال افتادم که در روز مسابقه بازی از شهر های دور و نزدیک به استادیوم رفته در هنگام مسابقه با الفاظ رکیک به همدیگر ونیزبه بازیکن خودی و حریف فحش و ناسزا گفته و اگر نتیجه دلخواه آنان نباشد نسبت به تخریب صندلی ورزشگاه و اتوبوس ها اقدام می نمایند در صورتیکه هیچ گونه نفع مالی برای آنان وجود ندارندولی گناه و عواقب اخروی برای خودشان کسب می کنند در صورتیکه این بازیکنان و مربیان هستند که پولهای هنگفتی به جیب می زنند و همچنین کشور از این مسئله در جهت سرگرم نمودن جوانان بهره برداری می نماید که جای شکی نمی باشد اگر شباهت وضعیت تبلیغات کاندیداها و خصوصا" طرفداران آنها را با این دو تیم مقایسه کنیم به نظرم به خطا نرفتیم بارها شنیده اید در عربستان و یا در سایر کشورها شاهد بی احترامی آنان نسبت به اتباع ایرانی می شویم که خود من هم شاهد آن بوده ام قبلا ناراحت بودم ولی با این عملکرد ها باید این مسئله را امری طبیعی دانست وقتی ما قدر همدیگر را نمی دانیم نباید انتظار داشته باشیم دیگران برای ما ارزش قائل باشند النهایه در پایان امروز و یا احیانا بعد از یک هفته برابر اصل 117 قانون اساسی یک نفر به عنوان رئیس جمهور انتخاب خواهند شد فرقی نمی کند که از میان چهار نفر چه کسی برنده می شود و آنچه مبرهن و واضح بوده مشکلات مملکت بیشتر و عمیق شده و این مردم هستند که بیشتر متضرر خواهند شد چرا که وقتی تعامل و دوستی در میان مسئولین رده بالای کشور خصوصا" در میان چهار کاندیدا که به نظر شورای محترم نگهبان اصلح ترین و یهترین افراد در جهت کسب کرسی ریاست جمهوری ایران بوده اند وجود نداشته است این موضوع امری طبیعی است لذا آینده بیانگر همه چیز خواهد بود و بنا بر حدیث منقول گذشت زمان همه چیز را ثابت خواهند نمود. ولی با تمام اوصاف امیدوارم آرا ء ماخوذه امروز در حد بالا بوده که می تواند به نفع نظام باشد آنچه مهم است اصل نظام بوده که همیشه باید پایدار باشد و قطعا" چنین خواهد شد .

ورود به مدینه منوره(عمره 88) ( سفر نامه حج عمره مفرده 88 )
ساعت 8.30 صبح روز سه شنبه مورخ 25/1/88 بود که با رسیدن اتوبوس در میدان هزار سنگر از همراهان خداحافظی کرده و سوار اتوبوس شده و پس از اینکه در شهر بابل تعدادی زیادی از همسفران سوار اتوبوس شده بودند به سمت فرودگاه ساری حرکت نموده ایم ساعت 11 وارد فرودگاه شده و پس از طی مراحل خروج در اطاق انتظار منتظر پرواز شدیم ساعت پرواز ما 3 بعدازظهر بود ساعت 13.30یک فروند هواپیمای سعودی در فرودگاه به زمین نشست و بلافاصله مسافرین آن پیاده و به داخل سالن فرودگاه هدایت شده اند باران مشغول باریدن بود و این برای هموطنان عزیزکه از محیط گرما به محیط سرد منتقل شده بودند منظره جالبی بوده است ساعت 14.20 بود به ما اجازه دادند تا سوار هواپیما شویم

پس از استقرار کلیه مسافرین و خوشامد گویی توسط خلبان ساعت 15 هواپیما ساری رابه مقصد شهر مدینه ترک کرد از نکات بارز وجود خد مه های هواپیما از ملیتهای مختلف بوده است کلیه خدمه پرواز از مصر و فلسطین و نیز سایر کشور ها بودند هواپیما بر فراز کوه البرز که قسمت اعظم آن پوشیده از برف بود در حال پرواز بوده است چشم انداز بسیار زیبای بوده است وقتی از بالای آسمان به سطح زمین می نگری اثری از انسانها پیدا نمی کنی ولی بر روی زمین انسانهایی می بینیم که خود را باندازه کل جهان می بینند افکار زیادی وقتی از آن بلندی به پایین نظاره گر می شوی به مغزت خطور می کند که یکی از آنها عظمت خداوند بزرگ در خلقت آسمان و زمین می باشد . ساعت 18 بود که هواپیما در فرودگاه مدینه منوره به زمین نشست مسافرین لحظات خوبی را سپری می کردند و ما هم احسای خوبی داشتیم و ازاینکه مجددا" توفیق حاصل شد به سرزمین وحی سفر کنیم خدا را شکر می کردیم وقتی از هواپیما خارج شدیم گرمای هوا محسوس و ملموس یوده است فرودگاه خلوت بود در رابطه با انجام امور اداری خروج زیاد معطل نشدیم ولی در موقع ثبت مهر ورود بر روی گذر نامه ام مامور مربوطه یک نگاهی به من کرد گفت برو آخر صف . تعجب کردم به زبان انگلیسی به او گفتم ببخشید ایشان همسر من هستند و من هم در صف بودم دیدم اثری ندارد و شاید بر اثر لجبازی مشکلاتی برای ما بوجود بیآید و نیز به جهت جلوگیری از تنش پاسپورتم را گرفته و به آخر صف رفتم . پس از طی مراحل اداری بوسیله اتوبوس به سمت هتل محل اسکان کاروان حرکت نموده و ساعت 19.30 به وقت تهران درهتل بهاءالزهراء که واقع در روبروی درب ورودی شماره 7 مسجد نبوی بوده و با مسجد حدود 8الی 9 دقیقه فاصله داشته مستقر شدیم ضمنا" از مدینه منوره تا تهران حدود 1.30 ساعت اختلاف زمانی وجود دارد بنابراین ما ساعت 21 به وقت مدینه وارد این شهر منور شدیم
سفره عمره ( سفر نامه حج عمره مفرده 88 )
وقتي در دي ماه 1385 از سفر حج تمتع برگشتيم در همان سال و در ماه يهمن جهت سفر عمره مفرده باتفاق باجناقم حاج اميركلايي و حاج خانمها ثبت نام نموده ايم و باتوجه به اينكه ثبت نام در بانك ملي بوده و بنابر بر تاكيد سازمان حج كه اعزام حتما" بايد در سال 88 صورت پذيرد در اواخر سال گذشته به چند تا از كاروانها سطخ شهر مراجعه نموده ولي بعلت تكميل ظرفيت تا پايان شهريور قادر به ثبت نام نبوده ايم لذا با راهنمايي و هماهنگي بعمل آمده توسط حاج قنبري با يكي از كاروانهاي تنكابن نسبت به ثبت نام ما از طريق اينترنت اقدام شده است ما در سال گذشته 2 بار به شهر تنكابن جهت تحويل مدارك به كاروان حاج مهري رفته و نيز متوجه شده ايم بيش از 80 نفر از همسفران ما از آمل و بابل مي باشند
با عنايت به اعلام كاروان مربوطه در روز جمعه مورخ 21/01/88 در جلسه توجيهي كه در مسجد وادي كه در گلزار شهدا ء شهر تنكابن واقع شده شركت نموده و از نزديك با مسئولين و اعضاي كاروان آشنا شده ايم از قرار معلوم ساعت 30/8 روز دوشنبه مورخ 25/01/88 بايد در ميدان هزار سنگر منتظر همراهان تنكابني بوده تا باتفاق هم به سمت فرودگاه ساري اعزام شويم علي الحال خيلي خوشحالم كه اين توفيق حاصل شد كه مجددا" عازم مدينه منوره ومكه مكرمه جهت زيارت قبر مطهر پيامبر گرامي اسلام و قبور مطهر ائمه در بقيع و زيارت خانه خدا شده و انجام اعمال حج عمره مفرده انجام دهم اميدوارم اين سفر معنوي كه پر از رمز و راز فراوان مي باشد در جهت اصلاح امور دنيوي و اخروي اين حقير مفيد و موثر
واقع گردد.

وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَن لَّا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ
و چون براى ابراهيم جاى خانه را معين كرديم [بدو گفتيم] چيزى را با من شريك مگردان و خانهام را براى طوافكنندگان و قيامكنندگان و ركوعكنندگان [و] سجدهكنندگان پاكيزه دار
سفر مشهد مقدس ( سفر نامه مشهد مقدس )
سال 1387 هم با تمام فراز و نشيبش تمام شد طبق روال هر سال براي مسافرت ايام عيد قبل از سال صحبتهايي با هم داشتيم من ابتداء بدليل اينكه بيست و پنجم فروردين عازم سفر مكه مي باشم راضي به مسافرت عيد نبودم ولي بخاطر بچه ها موافقت نموده و باتفاق حاج غياثي و آقاي حسينيان طبق معمول هر ساله برنامه سفر جهت مشهد مقدس گذاشتيم بنابراين ساعت 21 شب پنچشنبه مورخ 29/12/87 بر خلاف نظر حاج غياثي كه معتقد بود رانندگي در شب سخت و خطرناك مي باشد حركت كرديم من تا آشخانه رانندگي نموده و احساس خستگي و خواب آلودگي نموده ام كه بعد از آن آقاي حسينيان مشغول رانندگي شد نرديكي اذان صبح بود به بجنورد رسيديم به مسجد كنار پارك رفته و نماز را خوانده و پس از كمي استراحت عازم شديم من ديگر در ماشين خوابيدم يك زمان بيدار شده كه ساعت 9 صبح بود و داخل شهر مشهد بوديم . چند موتور سوار به سوي ما آمده و در رابطه با اجاره منزل دنبال مشتري بودند ما هم خسته بوده و با توجه به نزديك شدن زمان تحويل سال نو نياز به استراحنگاه و منزل ضروري به نظر مير سيد لذا آقاي حسينيان با توجه به اينكه خسته هم بود با يكي از موتور سواران جهت ديدن منرل عازم شد و ما در خيايان امام رضا (ع) درون ماشين منتظر مانديم بعد از چند دقيقه آقاي حسينيان برگشت نموده و پس از توافق شبي 600000 ريال عازم منزل اجاره اي در كوي دانش پشت بازار رضا (ع) شديم ساعت حول و حوش 11 صبح بود پس از استراحت و صرف نهار ساعت 14 عازم حرم شديم حاج خانمها و جوانان زودتر رفته بودند من و حاج غياثي – حسينيان و دخترم بعد از طي كردن مسافتي كه 15 دقيقه طول كشيد به فلكه آب رسيديم فلكه آب پر از جمعيت بود ديگر قادر به جلو رفتن نبوده ايم لذا همانجا روبروي حرم ايستاده و منتظر زمان تحويل سال شديم وقتي زمان آن فرارسيد زمزمه دعاي يا مقلب القاوب والابصار و ........... از سوي مردم جلوه خاصي به زمان تحويل سال داده بود با اعلام سال نو هلهله و شادي از ميان جمعيت برخاست و بعضي شكلان در ميان مردم پرتاب مي نموده اند خانواده ها همديگر مي بوسيدند و براي هم آرزوي موفقيت مي كردند .

ما هم همديگر را بوسيديم بعد از تحويل سال بدليل شلوغي قادر به رفتن به سوي حرم نبوديم لذا به منزل برگشته و استراحت نموده ايم و غروب جهت زيارت و نماز به حرم رفبيم تا روز چهارشنبه 5/1/87 در مشهد مقدس بوده و در زمانهاي مختلف به زيارت آقا امام رضا(ع) مي رفتيم صبح چهارشنبه بعد از اذان صبح و خواندن نماز به سمت شهر مان حركت نموده ايم ساعت 9 صبح بود كه به بجنورد رسيده و صبحانه را كنار پار ك صرف نموده و سپس حركت نموده و در انتهاي شهر آْشخانه بوديم كه ناگهان ماشين ما يك تكاني خورد و صداي ضريه محكمي به گوش رسيد من يك دفعه گفتم ماشين مارا زدند در سمت چپ جاده خوشبختانه افسر پليس ايستاده بود ما سريع بيرون آمديم و ديديم يك پيكان از جاده فرعي مستقيم به سمت جاده اصلي آمده و با ماشين ما برخورد نموده است من چيزي نگفتم آقاي حسينيان ناراحت شد چند كلمه اي با راننده جر و بحث نمود راننده يك جوان روستايي بود تازه ماشين پيكان مدل 1357 را خريده بود افسر به ما گفت جهت ترسيم كروكي به راهنمايي شهر آش خانه برويم كه من و حاج غياثي سوار ماشين آن جوان شده و در راهنمايي و رانندگي همان افسريكه ماشين ما را ديده خيلي زود كروكي صحنه تصادف را كشيد و همراه مدارك ديگر تحويل ما داد و ما پس از آن به سمت شهر مان حركت نموده ايم حدود يك و ساعت و نيم معطل شديم باز خدا را شكر نموده كه خسارت به كلگير عقب راست و سپر عقب و جراغ خطر بوده و لطمات جسمي را در پي نداشته است .


جاده خيلي شلوغ بود و ترافيك بسيار سنگين بود لذا ساعت 21 شب بود كه يه شهرمان رسيديم ناگفته نماند در شهر مينودشت بعلت بارندگي شديد قادر به پخت و پز غذا نبوديم با همكار خوبم هماهنگي نموده و دراداره كه از امكانات خوبي برخوردار بود حدود يكساعت جهت صرف نهار زمان سپري نموده ايم
مسجد شیعیان مدینه ( سفر نامه حج تمتع 85 )
روز شنبه مورخ 2/10/۸۵ بود به مسجد نبوي رفته و دعا و زيارت را انجام داديم با توجه به اينكه مقررشده بود فردا روز يكشنبه ساعت 14 عازم شهر مكه شويم تصميم گرفتيم كه به مسجد شيعيان در شهر مدينه رفته و ضمن ارتباط با شيعيان آنجا نماز جماعت ظهر و عصر را در آن مسجد بخوانيم لذا باتفاق هم اتاقي عزيز و حاج خانمها يك ون استيشن كرايه نموده و ساعت 11 به سمت مسجد حركت نموديم ، متاسفانه راننده مكان مسجد را نمي دانست و ما هم زبان عربي بلد نبوديم و در حدود 30 دقيقه طول كشيد تا راننده با پرس و جو از مردم به مسجد برسيم. وقتي به مسجد رسيديم تقريبا نزديك اذان بود داخل مسجد مسلمانان شيعه و نيز تعدادي از برادران اهل سنت از كشورهاي مختلف بوده اند حال و هواي مسجد همانند مساجدخودمان بود و بدين خاطر حاج رحمانزاده گفته كه خدارا شكر پس ار چندي مهر نمازرا ديده و صداي شهادت ولايت اميرامومنين علي (ع) را در موقع اذان شنيديم من هم با يكي از جوانان شيعه پاكستان آشنا شده خيلي باهم صحبت كرديم وی در ارتش خدمت ميكرد آدرسهاي همديگر را به هم داده تا در يك زمان و فرصت مناسب سري به همديگر بزنيم .

بعد ازخواندن نماز ظهر و عصر به جماعت مجددا" با كرايه يك ماشين استيشن ديگر به سمت هتل حركت كرديم وقتي به محل هتل رسيديم اتومبيل سمت چپ جاده توقف نموده تا پس ارآن به سمت راست رفته و ما را پياده نمايد در جلوي ماشين حاج آقا مسعودي و رحمان زاده نشسته بودند در همين حين حاج آقا مسعودي فكر كرده كه راننده براي پياده نمودن ما توقف نموده است لذا درب ماشين را باز نموده كه پس از آن درب با يك ماشين سواري مدل بالا برخورد و ماشين در 6 – 5 متري جلوي ما توقف نمود ما همگي خيلي ناراحت شديم راننده استيشن به زبان عربي يك چيزهايي مي گفت ولي ما چيزي نمي فهميديم ولي مشخص بود ناراحت شده بود، ما نگران شديم و از طرفي چون در نزديكي محل هتل ما بود استرس نداشتيم و حداقل خسارت وارده را جبران مي نموديم ، بعد از چند لحظه دو تا جوان يكي راننده و يكي سرنشين ماشين بوده از ماشين پياده شده و نگاهي به محل خسارت نموده و پس از آن نگاهي به سمت ماشين ما كرده و لبخندي زده و سوار ماشين شده و حركت نمودند ، ما همگي تعجب كرديم آنها حتي به سمت ماشين ما نيآمده بودند و همچنين هيچگونه آثار ناراحتي در وجودشان ديده نشد ، اين مسئله براي ما بسيار مهم بود و ما در داخل هتل خيلي بحث كرديم و اينكه شايد بدين وسيله مي خواستند به ما بفهمانند ما ملت با گذشتي هستيم و يا حقيقتا فرهنگ رانندگي آنان بالا بوده است و يا گذشت آنان به خودشان علي الخصوص به حجاج خانه خدا زياد است در هر حال ، حركت نيكو و خيلي پسنديده اي بود و در رابطه با رفتار ما منباب نمونه در شهر ما كه وقتي يك راننده در صف بنزين براي راننده جلو بوق زده و به خاطر همين حركت مورد ضرب و شتم قرار گرفت قابل قياس نمي باشد النهايه حركت آن دو جوان فراموش نشدني است و اميد است در كشور ما به هر دليل و به ظاهر هم شده رانندگاني با گذشت و با اخلاق داشته باشيم چرا كه در اين ارتباط مشكلات فراواني داريم .

حاج آقا دریاباری از هم اتاقی عزیزدر مسجد شیعیان
عزاداری ( مذهبی )
همه ساله با فرارسيدن ماه محرم شاهد عزاداري سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع) و ياران با وفايش ازسوي مسلمانان شيعه در ايران و سراسر جهان مي باشيم با توجه به اينكه واقعه عظيم و دردناك عاشورا در سال 61 هجري قمري و نزديك به 1379 سال پيش در صحراي كربلا اتفاق افتاد و از حوداث مهم گذشته جهان اسلام بوده بايد همواره با تامل و تعقل بيشتر به اين ماجرا نگريسته و ضمن شناسايي علل و عوامل بروز حادثه از تمام زواياي قيام عاشورا درس گرفته و چراغ هدايت زندگي حال و آينده خويش را بر مبناي آن ترسيم نمائيم .
معتقدم ما تا آگاهي لازم از علل و نيز چگونگي قيام و شهادت حضرت ابا عبدالله و يارانش و مصيبت جانكاه اسارت رفتن بازماندگان واقعه نداشته باشيم نمي توانيم عزادار واقعي و با منطقي براي امام حسين باشيم آنچه واضح و مبرهن است و قدر مسلم همه ما به آن واقفيم قيام اباعبدالله فقط در جهت احياء دين چدش پيامبر اسلام و زنده نگهداشتن فريضه امر به معروف و نهي از منكر در جامعه اسلامي بوده است لذا در هر سال با توجه به فرراسيدن ايام محرم ضمن عزاداري نمودن به اين نكته توجه داشته باشيم كه چقدر در راستاي اهداف امام حسين (ع) حركت مي كنيم . به نظرم خيلي از ما مسلمانان جنبه ظاهري قيام كه مصيبت و ... ديده و به علل و سبب قيام توجهي نداريم و متاسفانه به علت عدم آگاهي با وارد نمودن تحريفات لفظي و معنوي در برگزاري مراسمات كه بعضا" از دشمنان اسلام هدايت شده و زيبايهاي و فضائل قيام عاشورا را پوشاننده اند (منجلمه قمه زدن در روز عاشورا كه به لطف خدا در چند سال اخير كم و يا از بين رفته است)به دشمنان اسلام در تحريف نمودن قيام كمك مي نمائيم فلذا از هرگونه عزاداري كه به عظمت قيام ابا عبدالله لطمه وارد مي نمايد بايد پرهيز گردد متاسفانه پاره اي از شيوه هاي عزاداري آلوده به تحريفات شده مثل ابزار و آلات و علي الخصوص علم كه در زمان عزاداري استفاده مي شود هيچگونه سنخيتي با قيام ابا عبدالله ندارد ولي استفاده از آن هر سال بيشتر مي شود و در اين ارتباط در حدود ده سال پيش حضرت آيت الله جوادي آملي مفسر برزگ قرآن هرسال در شهرمان بر عدم استفاده از علم تاكيد ورزيدند ولي متاسفانه هرسال بر تعداد آن اضافه شده است النهايه معتقدم عزاداري امام حسين (ع) لازم و ضروري و اجتناب نا پذير است ولي بايد در راستاي احياء و اصلاح دين خودمان باشد و در غير اينصورت اثري نخواهد داشت و ساده انگاري است كه فكر كنيم امام حسين (ع) و ياران با وفايش نياز به عزاداري ما داشته باشند مع الوصف اميد است از اين حركت خودجوش كه همه ساله به وجود مي آيد با ساماندهي مناسب در تكايا در جهت رشد و اصلاح رفتارهاي ديني خودمان به بهترين شكل بهره برداري كنيم و ضمن درك علل و اهداف قيام ابا عبدالله پيرو واقعي آن حضرت باشيم

زیارت امام رضا (ع) ( سفر نامه مشهد مقدس )
به لطف خدا باز توفیق حاصل گردید تا به شهر مقدس وبه زیارت آقا امام رضا (ع) برویم آقای حسینیان از بستگان خوب ما عامل این توفیق بودند وبا توجه به اینکه همانند سال گذشته که تعدادی از نیروهای ادارات کل استان را به مشهد مقدس اعزام نموده اند امسال هم تعداد دیگری از افراد را اعزام نموده وما را هم مورد لطف و عنایت خویش کما فی السابق قرار داده اند قرار شد من و باجناقم باتفاق حاج خانمها با وسیله نقلیه خودم حرکت نمائیم لذا در ساعت 30/15 روزیکشنبه م24/09/87 به سمت مشهد حرکت نموده ایم . حاج محمد فرزند باجناقم در مینو دشت درس می خواند لذا جهت رفتن به شهر مذکور با ما همسفر شد نماز مغرب و عشاء را با راهنمایی حاج محمد در امامزادگان محمد بن زید و محمدبن جعفر صادق (ع) که در نزدیکی شهر مینودشت سمت راست و در بالای کوه قرار دارد به جا آوردیم با توجه به تاریکی شب و قرار گرفتن امامزاده در بالای کوه و روشن بودن چراخهای اطراف شهر ها چشم انداز زیبای را نظاره گر بوديم پس از پیاده نمودن محمد به سمت مشهد مقدس حرکت نموده و ساعت 23 شب در شهر بجنورد پس از صرف شام حرکت نموده و ساعت 30/2 در پارکینگ شماره 4 حرم مستقر شدیم

من از بس که خسته بودم در داخل ماشین خوابیده و حاج خانم باتفاق باجناق و خواهر خانمم به حرم رفتند ساعت 30/4 بیدار و وارد حرم شده وپس از زیارت و خواندن نماز مجددا" به داخل ماشین برگشته و تا ساعت 11 صبح خوابیدم پس از آن با آقای حسینیان که بوسیله اتوبوس حرکت نموده اند تماس گرفته وگفتند ما در مشهد هستیم و قرار شد ساعت 30/13 در محل هتل همدیگر بینیم ماشین را نزدیک هتل در پارکینگی پارک نموده و در ساعت مقرر درهتل حاضر شده و پس از دیدار همسفران نهار در رستوران هتل صرف نموده و پس از آن استراحت نموده ایم روز دوشنبه هوا در مشهد خوب بوده ولی شب هوا خیلی سرد شد که در روز سه شنبه شاهد بارش برف شدیم النهایه تا روز پنجشنبه 29/09/87در مشهد مقدس بودیم و به فراخور زمانهای مختلف در حرم رفته وزیارت و نماز بجا می آوردیم با توجه به فرارسيدن عيد غدير زوار زيادي به شهر مشهد مقدس آمده و جمعيت زيادي در حرم حضور داشته اند شب عید غدیر ما با خریدن آجیل و میوه در اتاق خودمان با حضور چند از دوستان جشن گرفتیم من و باجناقم و آقای حسینیان باهم در یک اتاق هفت نفره مستقر بودیم خیلی سفر خوبی بود ضمنا " دخترم در روز سه شنبه باتفاق همکلاسی و مدیران دبیرستانش عازم مشهد شده بود که در صبح روز چهارشنبه روز عید غدیر در چهارراه برق خیابان صدوق دنبال او رفته و نزد خويش در هتل آورديم النهایه بعد از ظهر روزپنجشنبه ساعت 30/2 به سمت آمل حرکت نمودیم قبل از حرکت به دوست عزیزم حاج قا سم علی در گرگان تماس گرفته تا شام منزل ایشان برویم که ساعت 30/20 به منزل ایشان رسیده و پس ازدیدار و صرف شام و استراحت ساعت 24 به سمت آمل حرکت نموده و ساعت 45/1 به منزل رسیدیم

بسیج ( بمناسبت هفته بسیج) ( سیاسی )
درسال 1357 پس از طي مبارزات طولاني انقلاب اسلامي به رهبري امام (ره) پيروز شد كشور ايران هميشه و همواره مورد تهديد ساير كشور هاي متخاصم علي الخصوص آمريكا بوده است آمريكا با ايجاد اغتشاش در امور داخلي و ترور شخصيت هاي انقلاب توسط ايادي داخلي سعي در نابودي نظام نوپاي انقلاب اسلامي داشته است لذا امام با دور انديشي و درايت خاص در بيست و پنجم آذر 1358 فرمان تشكيل بسيج مستضعفين را داده است بخاطر مي آورم اكثر كسانيكه عضو بسيج شدند واقعا مستعف بودند و از هر قشر جامعه با خلوص نيت عضو آن مي شدند . در شهريور سال 1359 بود كه در پي تحريكات و حمايتهاي آمريكا و هم پيمانانش كشور عراق به سرگردكي صدام كه كينه و عداوت چندين ساله با كشور عزيز مان ايران بر سر مسئله قرارداد 1975 الجزاير داشته با تمام قوا به ايران حمله نمود در اين تهاجم كه با حمايتهاي مالي كشور هاي عربي و نيزحمايتهاي همه جانبه كشور هاي غربي و اروپاي صورت گرفت مدت 8 سال طول كشيد حضور بسيجیان از هر قشر علي الخصوص نوجوانان و دانش آموزان كه با نهايت خلوص و ايثار در جبهه ها حضور مي يافتند عامل اصلي عدم شكست در اين جنگ بوده است بسيجیانيكه بدون هيچگونه چشمداشت مالي و در جهت برقراري حكومت اسلامي بر پايه عدل و انصاف با تمام خلوص جنگيد ند و در اين راه با اهداء جان خويش نهايت ايثار را به منصه ظهور رسانند تاريخ پر از ايثار و فداكاري اين عزيزان در طول 8 سال جنگ مي باشد منباب نمونه وقتي چند ی پيش مصاحيه يك بازجو عراقي را در روزنامه ايران مي خواندم كه اعلام نمود يك اسير ايراني را براي بازجويي نزد او برده و براي كسب اطلاعات هر 2 دقيفه يك انگشت دست و يا پا يش را قطع مي نمود و با فندك برقي جاي بريده شده را مي سوزاند و لي او هيچ اطلاعاتي نداده است متوجه خواهيم شد كه در زمان جنگ چه از خود گذشنگي و ايثار وجود داشته است مع الوصف آنچه مبرهن و محرز است قدرت معنويت در زمان جنگ حرف اول را مابين بسيجيان و مسئولين حاكم بوده و ماديت هيچگونه نقشي نداشته است ولي متاسفانه بعد از چند سال از زمان جنگ مسائل ماديت جايگزين معنويت شده است و خيلي از افراد بر سر كسب مناصب دولتي و اخذ بيشتر از غنائم جنگي به بحث و جدل پرداحته اند و به نظرم به فرموده پيامبر اكرم (ص) در جهاد اكبر كه مبارزه با نفس بوده شكست خورده اند البته افراد زيادي از بسيجيان هستند كه از وضع بوجود آمده ناراحت بوده و خون دل مي خورند . تاسف بارتر اينكه در جهت رسيدن به اميال دنيوي از وقايع جنگ و شهداء استفاده ابزاري مي نمايند كه ناراحت كننده است . راستي كجا بسيج در آن زمان 180 ميليارد تومان وجه نقد داشته است آيا وجود اينهمه سرمايه مي توانست اورا وادار به حضور در جبهه نمايد ؟و در حال حاضر با انداختن چفيه بسيج در مراسمات هفته بسيج شركت كردن و به ايراد سخنراني پرداختن چه معني مي تواند داشته باشد ؟ يادم مي آيد در زمان اوايل انقلاب و جنگ خيلي از كسانيكه حيلي كمتر سرمايه داشتند به آنان مي گفتند مرفهين بي درد !!! آيا زمان عوض شده و ما افراد با ايمان و خيلي سرمايه دار و در حقيقت مرفهين با درد داريم ؟ !!!! النهايه مسئولين نبايد فراموش كنند كه با دلاوريها و ايثارگريهاي شهداء و جانبازان و بسيجيان خالص كه خون دل مي خورند به اين مناصب رسيدند لذا بايد در راستاي برقراري حكومت اسلامي به معني واقعي قدم بر دارند در غير اينصورت بايد در پيشگاه خدا و شهداء جوابگو باشند

دعای کمیل ( ادامه سفر حج 85) ( سفر نامه حج تمتع 85 )
روز پنجشنبه مورخ 30/9/85 موقع صرف نهار در رستوران هتل بود که آقای کمانگری مدیر کاروران اعلام نمود که امشب راس ساعت 21 دعای کمیل در کنار قبرستان بقیع برگزار می شود لذا از کلیه زائرین در خواست نمود تا در این مراسم معنوی شرکت نمایند بنابراین ما پس از صرف نهار و استراحت ساعت 17 جهت اقامه نماز مغرب و عشاء به مسجد نبوی و پس از ادای فریضه نماز به هتل برگشته و مجددا ساعت 30/20 جهت شرکت در مراسم دعای کمیل عازم مسجد نبوی شدیم . غروب شایع شده بود که بدلیل درگیری زوار لبنانی با شرطه های مدینه از برگزاری دعای کمیل جلوگیری می کنند ولی با اینحال کلیه زائرین به شایعات توجه ننموده و به سمت محل برگزاری حرکت می نموده اند ما وقتی در نزدیکی محل رسیدیم با حضور چندین شرطه مواجه شده که آنها پس از شناسایی و رویت کارت به ما مجوز عبور دادند فکر می کنم از حضور زوار خارجی ممانعت می کردند با اینحال وقتی به محل برگزاری دعا که مابین قبرستان بقیع و مسجد نبوی است رسیدیم تقریبا" مکان پر از جمعیت بود و هر لحظه بر تعداد آن افزایش می یافت که پس از چند دقیقه خواندن دعا با لحن زیبایی شروع شد و فضای عجیبی بر مکان حاکم شد . به نظرم کسانیکه که در این مراسم شرکت نموده اند حس و حال مربوطه را بهتر لمس می نمایند که برگزاری دعای کمیل آنهم در کنار قبرستان بقیع و در کنار قبر مظهر پیامبر اکرم و ائمه مطهر از چه شور و حالی برخوردار است .
اما با عنایت به اینکه مسئولین دینی عربستان به خواندن دعا اعتقاد نداشته و حتی شاهد جلوگیری شرطه ها از بابت خواندن دعا در کنار قبر مطهر پیامبر اکرم (ص) و قبرستان بقیع بودم صدور مجوز برگزاری دعای کمیل با شکوه و جلوه خاص و همچنین هماهنگی در رابطه با پخش مستقیم تلویزیونی برای اینجانب جای تامل و سوال داشته است گرچه معتقدم بهر دلیل که این توافق حاصل شده باشد این حرکت را یکی از مهمترین و با ارزشترین کارهای سازمان حج و زیارت می دانم چرا که عامل مهمی در جهت تقویت مسائل روحی و روانی زائرین می باشد .
دعای کمیل با شکوه هر چه تمامتر برگزار و به اتمام رسید و کلیه زائرین به سمت هتلهای خویش مراجعت نموده اند
مطالب پیشین
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2007/1386 © by www.hasinullah.coo.ir
The Template Design By Hasinullah Sharifi For kahkeshan11.blogfa.com